مارکر زرد

دنیاهای موازی اگر وجود داشته باشند ، یکی از آنها دیدنیست . من آن روز در راهرو مدرسه ، به جای درس خواندن خیره به صورت زنی بودم با موهایی آشفته و چشمانی بسته ، که یکی از چشم هایش زیر موهایش پنهان بود . پایین تر پیرمردی باری را بر دوش میکشید و آنطرف تر ، جوانی به صورت زن خیره بود . از ابتدای راهرو ، دیوار سمت راست ، قطعه سنگ ششم .
  • مارکر زرد

نظرات (۲)

تو خیالات دیگه نه ؟! 
پاسخ:
نه . تو سنگ دیوار . شما نمیبینید ؟ دنیاییه برا خودش نقش و نگارای رو چوب و سنگ و اینا 
قبلنا زیاد می دیدم ، تو خشم خام حتی ، الان واقعیت ها رو هم نمی بینم ://
پاسخ:
یعنی چی واقعیت رو
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">